تفاوت تگرگ و برف

ظاهرا برف و تگرگ، قطعات کوچک یخ هستند که از آسمان می افتند. پس چه چیزی باعث می شود که آنها دو نام متفاوت داشته باشد؟

در واقع تفاوت بسیار زیادی بین تگرگ و برف وجود دارد. برف یا برف ها وقتی شکل می گیرد که آب در قالب های کریستالی ستاره ای شکل فرو می رود . شکل کریستالی به برف کمک میکند تا فضای بیشتری را اشغال کند و وقتی که ذوب می شود، تقریبا ناپدید می شوند. تگرگ، توپ های یخ بزرگ است که در طول رعد و برق ایجاد  میشوند. اندازه آنها بستگی به شدت طوفان دارد. این اندازه می تواند از توپ های کوچک تا بزرگ باشد.

  هنگامی که بخار آب  منجمدمی شود، ابرها در آسمان شکل می گیرند. بهترین سازندگان برف در میان ابرها ابرهای نیل بوتراتوس تیره هستند. این ابرها پر از آب است و اگر به جای آب، آب سرد باشد، برف از این ابرها سقوط خواهد کرد. همه ی برف ها شش ضلع دارند. اگر دیدید که یک برف  شش ضلع ندارد، احتمالا در طوفان شکسته است.

 شکلهای مختلف برای برف ها وجود دارد. برخی از شکل های رایج ، ستاره ای، ستونی، شش ضلعی ها و برف های سوزنی است. طوفان سنگین توسط بادهای قوی تشکیل می شود که آب را با فشار به آسمان می کشد. این قطرهای آب، یخ میزند و توپهای یخ را تشکیل می دهد. باد قوی آن را حمل می کند و قطرات آب سرد خنک می شود و به سطح آن میچسبد. این شروع  تشکیل یک تگرگ بزرگ می باشد.

هنگامی که سنگین می شود، تگرگ به زمین می افتد. معمولا تگرگهای سنگین در گردبادها هستند. یک قطعه منفرد تگرگ نامیده می شود. اندازه  آنها می تواند متفاوت باشد. این می تواند به اندازه یک بادام زمینی و بزرگ به عنوان یک توپ گلف نیز باشد. طوفان  در ابرهای کومولونیمبوس شکل می گیرد. طوفان سنگین تنها 5 تا 10 دقیقه طول می کشد اما می تواند به اتومبیل ها، محصولات کشاورزی و حتی ساختمان ها آسیب برساند.

 خلاصه:

1. برف ها یخ کریستال هستند، در حالی که تگرگهاتوپ یخی هستند.

2. تگرگ هنگامی تشکیل می شود که قطره های آب به علت بادهای قوی فشرده شده و در برابر یکدیگر سرد می شوند. هنگامی که بخار آب کریستال می شود، دانه های برف تشکیل می شوند.

3. برف ها معمولا در ابرهای نيمبتوراتوس شکل می گيرند و تگرگها در ابرهای کومولونیومبوس تشکيل می شوند.

4.تگرگها دارای  حلقه هایی هستند و می توان آنها را در نیمه بریده شود. برف ها در اشکال مختلف ظاهر می شوند اما همیشه دارای شش ضلع می  باشند.

 

چرا ترازو روی فرش وزن را بیشتر از مقدار واقعی نشان می دهد؟؟

اگر وزن خود را به کمک ترازو محاسبه کنید متوجه میشوید که روی فرش وزن شما بیشتر نشان داده میشود.

 

# با توجه به ضخامت فرش بین۲/۵ تا ۱۰ درصد وزن شما بیشتر از حالت واقعی است.

# ترازو ها در کارخانه سازنده روی سطح صاف و محکم کالیبره میشوند.

#داخل ترازو اهرم های انتقال نیرو وجود دارند که از یک طرف به تکیه گاه ثابت و از طرف دیگر به عقربه نشانگر وزن متصل اند.

# هنگامی که روی سطح صاف و محکم روی ترازو می ایستید وسط ترازو به سمت پایین قوس بر میدارد در نتیجه پایه نگه دارنده اهرم انتقال ،کمی به سمت داخل متمایل میشود،اما روی فرش ،پرزهای فرش زیر ترازو را پر میکنند،و سینی کف ترازو خم نمی شود ،در نتیجه پایه دیگر به سمت داخل خم میشود،پس ترازو عدد بزرگتری را نشان میدهد.

 

چرا وقتی روکش پلاستیکی غذا را بر روی یک لیوان  پلاستیکی می کشید روکش در جای خود باقی میماند؟


چرا وقتی روکش پلاستیکی غذا را بر روی یک لیوان یاکاسهه های پلاستیکی می کشید و آن را در لبه های ظرف فشار می دهید، روکش در جای خود باقی میماند؟ چه بسا حتی بتوانید، مانند آنچه که در برخی از آگهیهای تبلیغاتی تلویزیون نشان داده می شود، بیآنکه محتویات ظرف بر یزد، آن را واژگون کنید.
ܠܗ "پاسخ
احتمالاً وقتی پوشش پلاستیکی را از ژل پیچ آن می کشید تا طولی از آن را جدا کنید، تکه هایی از آن باردار می شود: تکه های با الکترون اضافی، باردار منفی و تکه های بدون الکترون، باردار مثبت هستند. تکه هایی که دارای بارهایی با
علامت مخالف اند یکدیگر را جذب می کنند، که این دلیلی برای تا خوردن پوشش های پلاستیکی بر روی خود (که آنها را بلااستفاده میکند) و یا بر روی رل پیچ است.

وقتی پوشش پلاستیکی را بر روی لبه ی یک کاسه می کشید، بار در فرایندی موسوم به الکتریسیته دار شدن تماسی، بین دو سطح منتقل می شود. مثلاً ممکن است پوشش پلاستیکی بخشی از الکترونهای روی لبه را به سمت خود بکشد، و آن بخش از لبه را باردار مثبت کند. آنگاه، پوشش که دارای بار منفی است و لبه که باردار مثبت است، یکدیگر را جذب می کنند. افزون بر این، نوعی نیروی جاذبه ی بین مولکولی، موسوم به نیروی و اندروالس میتواند بین لبه ی ظرف و روکش عمل کند. این نیرو ناشی از برهم کنشی الکتریکی ای است که در آن جدایی ناچیزی بین بارهای مثبت و منفی مولکولی در یک سطح باعث جدایی بار مشابهی در نزدیک ترین مولکول سطح دیگر می شود. 

 

 

چگونه یک حصار سیمی می تواند توسط برفی وزیده شده، باردار شود؟


چگونه یک حصار سیمی می تواند توسط برفی وزیده شده، باردار شود؟ بعضی اوقات، یک حصار سیمی بلند آنقدر بار جمع می کند که میتواند به شخصی که به آن دست میزند شوک بزرگی وارد کند و حتی ممکن است او را پرت کند.
چرا وقتی خاک یا شن به شدت توسط باد وزیده می شوند، مانند آنچه که در توفان های خاک، تنوره های غبار، و دیو بادها " رخ میدهد، ذرات آنها شدیداً باردار می شود؟ در چند مورد، کسانی که به درون یک قیف دیو باد نگاه کرده اند و جان سالم به در بردهاند، درون آن را با یک روشنایی سوسوزن ضربدری که حاصل تخلیه های بار طولانی است، توصیف کرده اند.
چه چیزی باعث این چند نمونه از باردار شدن می شود؟

_
فرایندی که در طی آن برف وزیده شده باردار می شود کاملاً درک نشده است، با این حال در اینجا روشی کلی ارائه می گردد: اگر دو بلوریخی خنثی با دماهای مختلف به یکدیگر برخورد کنند، بلور گرمتر دارای بار منفی و بلور سردتر دارای بار مثبت می شود. اگر دو سر یک بلوریخی خنثی در دماهای متفاوتی باشند، انتهای گرم تر دارای بار مثبت و انتهای سردتر دارای بار منفی میشود. بنابراین، اگر این بلوریخ در حین برخورد بشکند، دو قطعه با علامت های بار مخالف بر جای میماند. وقتی بلورها باردار شوند، میتوانند حصاری را با تماس با ان باردار کنند.

خاکی که توسط یک توفان، یک تنورهای غبار، و یا یک دیو باد در هوا وزیده می شود، عموماً در تماس با سطح زمین و سایر دانه های خاک، باردار می شود. (تماس دو جسم کافی است تا باعث شود الکترونها از جسمی به جسم دیگر منتقل شوند.) اینکه خاک دارای بار مثبت شود یا منفی به جنس خاک و زمین بستگی دارد. در برخی مواقع، خاک به هنگام تماس با زمین الکترونهای خود را از دست میدهد و بنابراین باردار مثبت می شود؛ در مواقع دیگر، خاک الکترون به دست می آورد و باردار منفی می شود. وقتی خاک ها در هوا معلق اند، دانه های خاک می توانند بارها را در حین برخورد با یکدیگر مبادله کنند.
توره های غبار در مریخ می توانند بسیار بزرگتر از این تنوره ها در زمین باشند، و بنابراین ممکن است بار بسیار
بیشتری داشته باشند. اما، برای مقدار باری که یک تنوره ی غبار می تواند داشته باشد، محدودیتی وجود دارد.
استدلال، چنین است: با افزایش بار، میدان الکتریکی نیز در سطح تنورهای غبار افزایش مییابد. سرانجام، میدان الکتریکی چنان قوی می شود که این سطح شروع به جرقهزنی (یعنی، تخلیه ی بار) می کند، که این الکترونها را از سطح تنوره خالی می کند. وقتی مرحله ی جرقهزنی فرا رسد، هر باری که
بر اثر حرکت تنورهای غبار به دست آمده است، فورا از دست میرود.
یک دیو باد نه تنها توسط خاکی که از زمین بلند می کند، بلکه توسط بارهای الکتریکی در توفان های تندری بزرگی که آن را به وجود میآورند نیز باردار می شود. بنابرا
این نورهایی که در یک قیف احتمال زیاد ناشی
از تخلیه ی بار بین ناحیه های باردار خاک و بقیه ی خاکی هستند. به دیو بادها منتسب می شوند می توانند آذرخش هایی معمولی باشند. با این حال شارش جریان الکتریکی] نسبتاً مستمری بین
دیو باد دیده می شوند به علاوه، برخی از نورهایی که به
این نظریه ی قدیمی که دیو باد بر اثر ابرها و زمین به وجود می آید، کنار گذاشته شده است.

علت صدای ویلون مانند درها،هنگام باز کردن یا بستن چیست؟

وقتی لولای درها خشک میشود ،هنگام باز یا بسته در،صدای ویلون مانند یا تق تق ایجاد میشود.

 

برای بررسی این پدیده موارد زیر را یادآوری میکنم.

۱- هنگامی که به جسم نیرو وارد میشود،ابتدا اصطکاک ایستایی مانع از حرکت جسم میشود.

۲- با افزایش نیرو اصطکاک ایستایی به حداکثر خود میرسد و جسم در آستانه حرکت قرار میگیرد.

۳- با شروع به حرکت جسم ،اصطکاک جنبشی وارد مساله میشود،در کتابهای درسی اصطکاک جنبشی را ثابت فرض میکنند،اما در حالت واقعی این اصطکاک بین دو حالت (( لغزش)) و(( چسبیدن به هم)) تغییر میکند،یعنی پس از حرکت، جسم به شکل منظم لغزش و گیر میکند.این گیرکردن و رها شدن دارای فرکانسی تقریبا منظم است،این فرکانس باعث ایجاد صدایی ویلون مانند میشود.

۴- شکل واقعی نمودار اصطکاک ،به صورت زیر است ،که با دقت در نمودار میتوانیم ببینیم که اصطکاک جنبشی شکلی نوسانی دارد

 

 

اثرات شتاب سنگین روی انسان

قبل از شروع مطلب دقت کنید که اگر ماشین با شتاب a+ حرکت کند به بدن شتاب a- وارد میشود.

شتاب g+

هنگام بالا رفتن بسیار سریع(صعود سریع هواپیما) شتاب وارد بر بدن هم جهت شتاب گرانش است .پس آن را با g+نشان میدهیم.

این شتاب باعث شارش خون از قلب به سمت پاها میشود ،در نتیجه کاهش هوشیاری و بیهوشی رخ می دهد.

در حالت معمول فشار 22mmHg نیاز است تا خون از قلب به مغز برسد.و در شتاب2g+ این مقدار 2 برابر،و در 3g+این مقدار 3 برابر.....،میشود.خلبانها با آموزش تا 9g+ را تحمل میکنند.

شتابg-

هنگام حرکت به سمت پایین بدن شتابی در خلاف گرانش حس میکند که به آن g- میگوییم.

در این حالت خون از قلب به مغز شارش میکند،در این مورد قضیه متفاوت است ،و کمتر کسی می تواند آن را تحمل کند.

انسان حداکث 2g- تا3g- را تحمل میکند.(ابر انسان)

شتاب منفی باعث احساس خفگی در فرد میشود مانند حالتی که روی سر خود ایستاده است.

 

بدن انسان می تواند برای مدت کوتاه شتاب های سنگین را تحمل کند(مانند شتاب هنگام قرار گرفتن در مدار) اما در دراز مدت باعث آسیب شدید میشود.شکسته شدن بافتها و مویرگها ،کار سنگین قلب و در نهایت پیری زودرس....

پارادوکس جالب:

سفر با سرعت های نزدیک سرعت نور باعث کند شدن زمان میشود و از طرفی رسیدن به آن سرعت باعث پیری؟؟؟؟؟

 

 

 

مشتق شتاب (JERK)واهمیت  محاسبه آن

میدانیم که ،

مشتق اول بردار مکان،برابر سرعت ومشتق دوم آن برابر شتاب است.

اما در این پست میخواهم مشتق سوم بردار مکان یعنی ((جرک)) یا همان آهنگ تغییر شتاب را بررسی کنیم.

اگر از شتاب مشتق گیری کنیم کمیتی به نام جرک بدست می آید.معمولا در کتب مختلف کمتر مورد بررسی قرار میگیرد.

هنگامی که اثرات مخرب حرکت بر روی یک مکانیسم مورد بررسی قرار میگیرد محاسبه جرک اهمیت خود را بیشتر نشان میدهد.

مهندسان برای جلوگیری از ناراحتی مسافران قطارها،هنگام طراحی قطارهای معمولا مقدار جرک را کمتر از۲ متر بر مکعب ثانیه در نظر میگیرند.

هنگام جابجایی ابزارهای ظریف برای جلوگیری از آسیب های احتمالی نیز باید حرکت و شتاب و مشتقات آن در نظر گرفته شود.به عنوان مثال در تلسکوپ هابل حتی مشتق چهارم(آهنگ جرک) در نظر گرفته شده است.